حرفی با 18 سالهها
- خواندنی، شنیدنی
- 1 تیر 1405
الان که دارم این متن را مینویسم خیلی فاصله سنی معنا داری با شما ندارم. اختلافی در حدود 5 سال. این حرف ها چیزهاییست که دوست دارم حتما به هر کسی که تازه از کنکور فارغ شده بگویم. به کسانی که هنوز زندگی آنقدر برایشان جدی نشده است. چون چشم بر هم بزنید مسئولیت زندگی مدام و مدام بیشتر بر دوشتان سنگینی میکند. آنقدر که چابکی جوانی را از دست میدهید. اگر در این سن و سال از چابکی و سبک باری خودتان برای تجربه اندوزی استفاده نکنید احتما بعدها باید بهای بیشتری برای کسب آن بپردازید.
داستانی که میخواهم برایتان بگویم داستان افزاست. در چند نوشته درباره افزا توضیح داده ام. باید بگردم و لینکش را پیدا بکنم . اما ماجرا افزا این بود که من و دوستانم یک گروه راه اندازی کرده بودیم که در آن مهارت های توسعه فردی را آموزش میدادیم. از بچه ها هزینه هم دریافت میکردیم و کارمان برای سطح خودمان بسیار خوب بود. سایت داشتیم و جزوه و استاد دعوت میکردیم و… مدرسه هم به کاری که میکردیم علاقه داشت. این شد که چند هفته بعد از اینکه کنکور دادیم سریع با دوستم رفتیم تا ایده ای که یکسال توی ذهنمون بود رو عملی بکنیم. رفتیم و با مدرسه صحبت کردیم که این آموزش توسعه فردی رو باید ببریم در پایه های پایین تر مثل راهنمایی برگزارش بکنیم و برای دوازدهمی ها هم یک برنامه اختصاصی بذاریم و مهارت هایی که توی اون سال نیازشون میشه مثل تاب آوری و مدیریت انرژی و اینا رو بهشون آموزش بدیم.
با مدیر و مشاور و خیلیا صحبت کردیم و خیلی روی گشاده بهمون نشون دادند و استقبال کردند ما تا مرحله نوشتن پروپوزال هم پیش رفتیم و دیگه داشت کار نهایی میشد که مشاور دوازدهم ما رو کشید کنار.
این مشاور دوازدهممون واقعا یکی از بهترین مردهاییه که من توی زندگیم دیدمش. تقریبا کسی نیست که الانم بعد از 5 سال ازش بد بگه. توی کارش درجه یک، توی اخلاق درجه یک و خلاصه مردی بسیار دوست داشتنی. ایشون ما رو دعوت کرد به اتاقش و برامون از زندگی خودش گفت.
گفتش که من خودم مثل شما بلافاصله بعد از کنکورم اومدم معلم شدم. نرسیدم خودمو رشد بدم. وقتی بیایید توی کار اجرایی دیگه باید اون چیزی رو که بلدید رو بهش عمل بکنید. عملا دانش و توانتون همونجا متوقف میشه و خیلی سخت رشد میکنید. اگر من برگردم عقب چند سال صبر میکنم و فقط سعی میکنم بیشتر یاد بگیرم و بیشتر تجربه بکنم.
این حرفش برای ما توی اون نقطه، با اون اعتماد به نفسی که داشتیم خیلی سنگین اومد. دوتایی وقتی از جلسه اومدیم بیرون گفتیم که علی رغم احترامی که دارن اما خب حرفشون بنظرمون درست نیست. اما چند روز که گذشت دوستم بهم زنگ زد و دربارهش صحبت کردیم. به این نتیجه رسیدیم که فعلا برای این کار زوده…
یادم نیست چقدر بعدش اما یکی از استادهای خوبم “مهدیار خرامان” که فاندر لیمومی هستند توی یکی از کلاساش یک حرفی زد که عملا دیگه جای حرفی باقی نذاشت. برگشت گفت تا قبل از 23 سالگی وقت دارید برای کاشتن. تا 23 سالگی هرچقدر کاشتید کاشتید. اگر این وسط هر چقدر برداشت بکنید از زمینتون عملا دارید زمین رو برای سال های آیندتون خالی میکنید. اگر میخواید کار بکنید به چشم درآمد و پول کار نکنید. به چشم کسب تجربه بهش نگاه بکنید. توی دام کسب خروجی نیفتید تا قبل از 23. تا 23 سالگی فقط تا میتونید یاد بگیرید. وقت برای برداشت هست.
این حرفا رو دوست داشتم باهاتون بزنم بخاطر اینکه خیلی حرف های مهمی توی زندگی من بودند. حالا دوست دارم بهتون چند تا مهارت و نکته برای یادگیری بگم که یک نقشه راه مختصری هم داشته باشید.
- یادگیریِ یادگیری! مهمترین مهارتی که هر فردی در زندگیاش باید در حال یادگیری مداوم آن باشد همین یادگیریِ یادگیری است. چند نکته درباره این مسئله یعنی Meta-learning وجود دارد. اول اینکه در حکم یاددادن ماهیگیری است. دوم آنکه یک فعالیت مادام العمر است اما پایهریزی های آن باید در سنین کمتر اتفاق بیفتد. به لطف سیستم یادگیری و محیط جامعه ما ما پیش از این با مهارت های اندکی از دانش اندوزی مواجه شده ایم. مهارت هایی کم که البته آن ها را به خوبی بلدیم. اما پس از فارغ التحصیلی بهترین فضا برای پهن کردن تورِ یادگیریِ یادگیری است تا دامنه مهارتی خود را بگسترانید. سوم اینکه این مهارت اندوزی نیاز به یک طرزِ فکر / Mind Set دارد. همانگونه که کارول دوک (Carol Dwek) از طرز فکر رشد یا Growth mindset میگوید (+).
در دنیایی که پر از تغییرات گوناگون است و هر لحظه تکنولوژی و ابزار جدیدی وارد داشبورد کاری ما میشود و مدام احساس عقب ماندن از ابزارها را داریم؛ باید ذهنمان را برای یادگیری چابک و البته ورزیده بکنیم. برای این کار باید با مواردی آشنا باشیم؛ قانون 20 ساعت، یادگیری کریستالی، روشهای یادداشت برداری، آرشیو کردن و بهخاطر سپاری.
در این میان اگر بخواهم به شما یک نقشه راه برای شروع بدهم توصیه میکنم با دوره یادگیری متمم آغاز بکنید (+). - دومین مهارتی که به همه پیشنهاد میکنم آن را از سنین نوجوانی یاد بگیرند مهارت نظم و مدیریت وظایف است. به عنوان کسی که به غایت نامرتب است خلاء این مهارت را به شدت احساس میکنم. در دنیای پر از داده و ابزار شما باید سیستمی برای نظم ذهن و محیطتان داشته باشید. سیستمی که من برای مدتی در نوجوانی از آن استفاده میکردم و سپس به دلیل اهمال کاری آن را رها کردم روش GTD (Getting Things Done) بود. روشی که بنظرم کارآمد و آسان بود. در لحظه ای که دارم این کلمات را تایپ میکنم میخواهم در فصل جدید زندگیام که چند هفته دیگر با رفتن به خانهمان با همسرم آغاز میشود، تحقیقی راجع به روش های دیگر و داشته باشم که نتایج آن را در همینجا مکتوب میکنم. علیالحساب همان روش GTD بنظرم کافی و بسیار عالی بود. برای فهم چیستی کلی آن میتواند از طریق لینک هایی که برایتان میگذارم اقدام بکنید. من خودم از دوره بیشتر از یک نفر آقای بهرام پور در دوران دبیرستان استفاده کردم و بنظرم دوره خوبی بود. یوتیوب | پیام بهرامپور | متمم